دوشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1386
ها...............
ها.......
ها......
ها.......
نفس هایت روی صورتم گرم می شوند
و من
اصطکاک یک شرم را
لای حجمی از قهقهه های لکاته
قورت می دهم
......
خواب هایم را دست و پا می زنی....
![]() |
![]() |
![]() |
ها.......
ها......
ها.......
نفس هایت روی صورتم گرم می شوند
و من
اصطکاک یک شرم را
لای حجمی از قهقهه های لکاته
قورت می دهم
......
خواب هایم را دست و پا می زنی....
)۱(
سبیل ها
مردانگی را پشت لبهایم کوتاه می آیند
جیغ هایم را
بین دو تشدید جا گذاشته ام
-~-~-~-~-~-~-~-~-~-
)۲(
حوض
بی رنگ ترین خاطره را
هورت می کشد
نفس هایم
خیال عمق را چگال تر
برایت پست خواهند شد
بادکنک ها بی جواب نمیرند
-~-~-~-~-~-~-~-~-~-
)۳(
عقربه ها روی ساعت صفر شلوغ می کنند
خواب سقوط
بازی شب پره های زشت را
حدس میزند
چراغ ها را خاموش کنید
پاک نویس ترین خاطره ام
نا مرئیست
آذر 1387 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روزانه
یادگارها
موضوعات
نوشته های پیشین
دوستان
لوگو


