مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 22 شهریور ماه سال 1387
زرزرهای یک بچه  پررو ( یا یه بچه چطوری فکر می کنه ؟) ۲ : جوهر شعر چیست؟

خیلی جاها از خیلی آدمها خیلی چیزها در باره ی شعر می خوانیم. مطالب زیر را نظریه پردازها و طیف های فکری مختلفمطرح کرده اند :

امبرتو اکو :جوهر شعر ابهام است
شکلوفسکی:جوهر شعر آشنایی زدایی است
بودلر: جوهر شعر ارزشهای زیبایی شتاختی است
شمس قیس رازی : جوهر شعر موسیقی و خیال
رولان بارت : شعر انقلاب مداوم زبان است
ارسطو : شعر تقلید از طبیعت است
افلاطون : شعر تقلیدِ تقلید است
هایدگر: در شعر هستی اشیاء باید کشف شود
موکارفسکی :جوهره ی شع موسیقی کلمات است
ایماژیست ها :جوهر شعر تصویر است
سمبلیست ها :جوهر شعر نماد است
پراگماتیست ها : تعلیم جوهر شعر است
سوررئالیت ها : شعر کشف روابط تازه بین اشیائ است.
رومانتیست ها : شعر عبارت است از آمیزش عاطفه و احساس*

همانطوری که می بینیم نظرات در رابطه با شعر بسیار متفاوت هستند بنابر این در مواجهه با یک شعر باید در نظر گرفت که شعر رو می خواهیم با چه نگاهی و از کدام زاویه بررسی کنیم. مشکل عمده نگاه تک فاکتوری و یک جانبه به شعر هست که ما را از راه یافتن به نکات بالقوه یه یک شعر باز میدارد. هر کدام از ما ممکن است فقط قسمتی از موارد بالا را قبول داشته باشیم. به شخصه نظرات هایدگر و شکلوفسکی را بیشتر می پسندم و کشف را جوهر شعر می دانم.عناصری مثل خیال هم جزو ابزار این کشف هستند.موسیقی هم میتواند خودش کشفی در شعر باشد. اما اینکه خودش جزئی از شعر باشد بستگی به این داردکه موسیقی شعر را چگونه تعریف کنیم. اگر منظور اوزان عروضی و امثال آن باشد من این اوزان را جزو شعر نمی دانم چون محدودیتی غیر شاعرانه بوجود می آرند .منظورم نفی کلی اوزان عروضی نیست . ولی اگر دقیقتر این مسئله را پی بگیریم میشود گفت که کلمات به دنبال هم بسته به ساختار عبارات و جملات و اجزای سازنده ی آنها می توانند هارمونی ای بوجود بیارورند و این هارمونی همان چیزی هست که از آن به ارکستراسیون کلمات تعبیر میشود و این ارکستراسیون ممکن است توسط عروض نیز اتفاق بیافتد. در شعر سنتی و موزون وزن در تمام یک شعر یکنواخت هست و فقط یک موسیقی یکنواختی دارد در حالی که در شعر سپید بسته به حس جملات شاعر ارکستراسیون را تنظیم می کند که این کار به مراتب سخت تر از سوار کردن کلمات بر اوزان عروضی هستش و نیازمند تسلط بیشتر بر زبان هست . در اشعار شاملو این نکته را به کرات می توانیم ببینیم که گاهی جملات لحنی حماسی به خود می گیرند و گاهی لیریک ، گاهی نمودار اضطرابند و گاهی هیجان . این مهم از نظرگاه نقد فرمالیستی هم معتبر شناخته میشود. فرمالیستها محتوا را مهم نمی دانند بلکه معتقدن که مهم چطور نوشتن و چگونگی خلق ساختار هست و ارکستراسیون کلمات هم در حیطه ی ساختار قرار می گیرد . از نگاه هستی شناسانه ی هایدگر که مبتنی بر پدیدار شناسی هوسرلی هستش و توسط خود هایدگر با هرمنوتیک آمیزش پیدا می کند شعر همان تلاش پرسش از هستی را  به نمایش می گذارد. همان چیزی که هایدگر را وادار به تعریف "دازاین" و بودن های سه گانه اش کرد. این پرسش از هستی رابطه ای بسیار نزدیک دارد با آن چیزی که شکلوفسکی و دیگر رفقای فرمالیستش از شعر انتظار دارند و جوهری هنرمندانه تر برای آن متصور شده اند.

heidegger.jpgSklovsky.jpg
مهدی اکبری فر - شهریور ۸۷



*با تشکر از ناهید اللهوردیزاده


منابع
  • نقدی بر نظریه ادبی ، تری ایگلتون ، عباس مخبر ، نشر مرکز
  • هایدگر ، جف کالینز و هاوارد سلینا ، صالح نجفی ،پردیس دانش
  • پیرامون شعر ، ضیاءالدین ترابی ، انتشارات حوزه هنری
  • گردآوری تعاریف مکاتب مختلف از شعر کار استاد ناهید اللهوردی زاده است .
سه شنبه 12 شهریور ماه سال 1387
رنگ از شروع

بیست و چند روز دیگر که بگذرد می شود سه سال . آن وقت ها چیزی بیشتر از آنچه در مدرسه می گفتند سر در نمی آوردم و شعرهایم خام و اکثرا موزون بودند .تغییری که در این مدت در شناخت من حاصل شده در نگاه به سیر تحول شعر هایم محسوس است. طی دوسال فضای ذهنی ام و متعاقب آن فضای شعرهایم تغییر کردند . نشستم و خواندم . از شعرهای سید علی صالحی و حافظ موسوی و خیام و شاملو و لورکا و براتیگان و بوکوفسکی بگیر تا نظریه های ادبی شکلوفسکی و تعریفهایی از فلسفه ی هایدگر . حالا تصمیم گرفته ام که شروعی تازه کنم و از این به بعد وقتم را بیشتر صرف علاقه ی اصلی ام یعنی داستان کنم که جای آن تا به حال در وبلاگم خالی بوده است . تا کنون دو داستان در وبلاگ منتشر کرده ام که البته کارهای ضعیف و ابتدایی بوده اند  و قابل دفاع نیستند.البته قصد دارم قسمتی از کارم را نیز صرف انتشار نقدها و نظراتی درباره فیلمها و کتابهایی که دیده ام و خوانده ام کنم.امیدوارم که بتوانم...