پرنده
سرهنگ نگاهی به صفحه رادار انداخت.
-به نظرت ما الان کجاییم ستوان
-نمی دونم قربان ولی فکر نمی کنم زیاد تا بغداد فاصله داشته باشیم
-من که از این علامت ها سر در نمی آرم ، منظورم اینه که هیچ پستی و بلندی یی رو صفحه معلوم نیست
-قربان فکر می کنم که گم شده باشیم
-احتمالا موقع در گیری با شکاری دشمن سرمون گرم شده و از مسیر خارج شدیم
-امکان نداره قربان ، این هواپیما ها جهت یاب خودکار دارن ، از مسیر خارج نمی شن قربان
- اینهام مغزشون کار می کنه ها !!
سرهنگ چند ضربه ی کوچک روی صفحه رادار زد . کلید های مختلف را بالا پایین کرد و دست ش را در امتداد سیمی که به کلاهش وصل بود کشید.
-نه، راستی راستی گم شدیم.
-درسته قربان
-ارتباطمون به کلی قطع شده
-دستور چیه قربان
-هنوز بنزین کافی داریم ، جای نگرانی نیست اگه به یه جای مشخصی برسونیم
-احتمال می دم که الان تو حریم هوایی دشمن باشیم قربان
-درسته،راستی تو موقعیتی رو که ما با دشمن روبرو شدیم یادته ؟
ادامه مطلب ...


آذر 1387
