مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 11 مرداد ماه سال 1387
پرنده

پرنده

سرهنگ نگاهی به صفحه رادار انداخت.

-به نظرت ما الان کجاییم ستوان

-نمی دونم قربان ولی فکر نمی کنم زیاد تا بغداد فاصله داشته باشیم

-من که از این علامت ها سر در نمی آرم ، منظورم اینه که هیچ پستی و بلندی یی رو صفحه معلوم نیست

-قربان فکر می کنم که گم شده باشیم

-احتمالا موقع در گیری با شکاری دشمن سرمون گرم شده و از مسیر خارج شدیم

-امکان نداره قربان ، این هواپیما ها جهت یاب خودکار دارن ، از مسیر خارج نمی شن قربان

- اینهام مغزشون کار می کنه ها !!

سرهنگ چند ضربه ی کوچک روی صفحه رادار زد  . کلید های مختلف را بالا پایین کرد و دست ش را در امتداد سیمی که به کلاهش وصل بود کشید.

-نه، راستی راستی گم شدیم.

-درسته قربان

-ارتباطمون به کلی قطع شده

-دستور چیه قربان

-هنوز بنزین کافی داریم ، جای نگرانی نیست اگه به یه جای مشخصی برسونیم

-احتمال می دم که الان تو حریم هوایی دشمن باشیم قربان

-درسته،راستی تو موقعیتی رو که ما با دشمن روبرو شدیم یادته ؟

ادامه مطلب ...