Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جستجو
به دنبال تو میگردم ، در تک تک کوچه ها و کوی ها و خیابانها و در تمامی این زمین که پیش روی من است،روییدن هر گیاه را و شکفتن هر گل غنچه را به دنیال نشانی از تو می بینم ،و تو را در تک تک گلبرگها و چمنها و آبها و آسمانها یگانه می بینم ، پس بیا و من را دریاب چرا که بیشه ی ظلمانی و دشت غم گین من که تا دور دستهای افکار گره خورده ی من امتداد دارند جز با زمزمه ی نام تو آرام نمی گیرد .
صدای پای خدا
آرام ، گوش می کنم ،صدایی می آید ، صدایی که از تک تک آجرهای اتاق و از لا به لای در و دیوار مرا می خواند ،نه صدایی فراتر از این اتاق تنگ و تاریک  نم زده که از جای جایش تنگنا فریاد بر می آورد.و صدا مرا به خروش می خواند ،صدایی بلند مرا به خروش می خواند ،چرا غی خواهم خرید و اتاقم را روشن خواهم ساخت و با شماره های قلبم خدا را خواهم شناخت، آری ، بالا خواهم رفت ، صدای پای خدا را خواهم شنید،غنچهی دلم خواهد شکفت و ساقه برگهای وجودم تا ثریا قامت خواهند کشید،
آری ، همچون آفتابگردان چهره به چهره خورشید، جاویدان خواهم ماند، دست از هر چه نیرنگ و دنیا خواهم کشید . من به او خواهم پیوست، من از خدایم ،به او باز خواهم گشت...
نمیدانم چرا اینجا دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بداهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است..