ویندوز همراه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
Könlümdə yayılmış bayatıya pay
Könlümdə yayılmış bayatıya pay



səni

gün batana gedən xiavandan

maviliylərə sarı uzanmıs irmaqdan

maviliyləri limanlara çatdıran qayalardan

soruşmuşam
.
.
.
Səni Ay doğub su üzərində



Mehdi Əkbərifər
08.06.2008
سلام.....
مدتی بود که به خاطر درس و نقل مکان به شهری جدید فرصت به روز کردن نداشتم.حالا با این شعر کوتاه تورکی دوباره برمی گردم...(به خاطر ترجمه ی ناقص فارسی معذرت می خوام)

--------------------

>-------<

آنام فرش آلتیندا گیزلتدیگی پولون قیراغی گوروشور
اوستونو اورتیرم

--------------------

anam fərş altinda gizlətdigi pulun giraghi görüşür
üstünü örtürəm

---------------------
گوشه ی پولی که مادرم پنهان کرده زیر فرش ، پیداست
می پوشانمش.
تابستان خود را چگونه گذرانده اید؟(1)
.: جاده ی دم کرده :.



آخرین پیچ را که می پیچانیم
اول رفتنیم ظهر
جاده دارد می سُرد زیر پاهامان
تابلوها
تصور مقصد را گنگ می مانند
و پل سنگی
خاطره ای می شود پس زده (قوز می کند)
می خندیم
چاله می افتد رویمان
بس که ظهری می شویم
صورتمان به گریه می افتد
.
.
.
(جاده غرق ادامه های سفر می شود)
ها...............

ها.......


ها......


ها.......


نفس هایت روی صورتم گرم می شوند


و من


اصطکاک یک شرم را


لای حجمی از قهقهه های لکاته


قورت می دهم


......


خواب هایم را دست و پا می زنی....nafas

با نام که آغاز کنم؟

 

 

)۱(

سبیل ها

مردانگی را پشت لبهایم کوتاه می آیند

جیغ هایم را

بین دو تشدید جا گذاشته ام

 

-~-~-~-~-~-~-~-~-~-

)۲(

حوض

بی رنگ ترین خاطره را

هورت می کشد

نفس هایم

خیال عمق را چگال تر

برایت پست خواهند شد

 بادکنک ها بی جواب نمیرند

 

-~-~-~-~-~-~-~-~-~-

)۳(

عقربه ها روی ساعت صفر شلوغ می کنند

خواب سقوط

بازی شب پره های زشت را

حدس میزند

چراغ ها را خاموش کنید

پاک نویس ترین خاطره ام

نا مرئیست