مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388
به هولدن کالفیلدهایی که متولد نشدند....

حالم خوش نیست.... چند هفته ای میشه که زندگی دست از سر سالنجر دوست داشتنی و غریب برداشته .یادش بخیر ناتور دشت ، یادش بخیر جنگل واژگون ...چقدر خوشحالم که هنوز فرنی و زویی رو برا خوندن دارم...

یادش بخیر ناتور دشت...یادش بخیر هولدن کالفیلد...الان دیگه مدتهاست که برا خودش کسی شده...مدتهاست از اون مدرسه ی لعنتی خلاص شده و میتونه با خیال راحت تو کافه ها هرچی رو که دلش می خواد سفارش بده...هرچیزی غیر اون کوکای حال بهم زن...هرچی که عشقش بکشه....


یادش بخیر سالنجر....خیلی وقت پیش مرده بود و ما همه این رو می دونستیم.....




عکس ها و ناگفته هایی درباره ی سالنجر از لیلیان راث


سه شنبه 29 دی ماه سال 1388
چه گناه بی لذتیست زندگی



چه گناه بی لذتیست زندگی

وقتی پای هیچ درخت سبزی وسط نباشد؛

تو قبلا مرده ای

پس درک کن

اگر به هر گلدان که می رسم

بکارم:

ساقه های گسسته ی بازوانت را.




مهدی اکبری فر

یکشنبه 20 دی ماه سال 1388
جیک جیک می بارید

شاید صدتا بودند

شاید هزارتا

شاید هم بیشتر

گنجشکهای کامیکازه

از شهر آمدی بودند

و برای سربازها

اعانه جمع می کردند.



مهدی اکبری فر/۲۰ دیماه ۱۳۸۸/سایت مرکزی دانشجویان دانشگاه تبریز

جمعه 11 دی ماه سال 1388
می رویم آن بالا.....



بالاخره بعد از مدتها انتظار انیمیشن آپ را دیدم . تعریفش را از قبل اکران عمومی شنیده بودم. قضیه آن دختر سرطانی را می دانید که آرزوی دیدن این فیلم را داشت و خانواده اش تمام تلاششان را کردند که دخترشان به آخرین آرزویش برسد؟ آخرش توانستند در پیکسار پارتی پیدا کنند و کله گنده های پیکسار یک نسخه ی فیلم را قبل از نمایش عمومی تحت الحفظ فرستادند برای دختر . اما سرطان آنقدر ضعیفش کرده بود که نای باز کردن چشمهایش را نداشت و نمی توانست فیلم را ببیند . مادرش تمام فیلم را صحنه به صحنه برایش توضیح می دهد . فیلم که تمام می شود دخترک لبخندی میزند و چشمانش را برای همیشه می بندد و می رود آن بالا بالا ها ، آنجا که همه ی بچه هایی که چشمانشان را برای همیشه می بندند می روند .بهترین جای آن بالا.


آنچه مرا درباره ی آپ کنجکاو می کند درگیری یک پیرمرد با آرزوی بزرگ زندگی اش است .آرزویی که از پرده ی سینمایی شروع می شود: سفر به سرزمینی کشف نشده در آمریکای جنوبی ، به آبشار بهشت . سالهاست به آنجا فکر می کند و روزگاری قسم خورده  که همسرش الی را آنجاببرد، همسری که حالا پیش او نیست.قسمت اول فیلم که آشنا شدن فردریکسون با الی ، رویاهای مشترک آنها ، ازدواج ، زندگی و نهایتا مرگ الی است بی نهایت تلخ و ناراحت کننده است ،گرچه زیبا ترین  صحنه های فیلم هم در همین بیست دقیقه ی ابتدایی است . این تلخی تا آخر فیلم توی گلویم گیر کرده بود . مثل پیرمرد با خاطره ی الی پیش می رفتم و اندوه نبودنش را می خوردم . به قسمت ها قشنگ فیلم اضافه کنید قصه ی تنهایی پیرمرد را در خانه ای چوبی و قدیمی که محصور شده بین آسمان خراشها و ساختمان های چند ده طبقه . بعد هم که راسل ، کودک بازیگوش وارد فیلم می شود .

پرواز خانه ی چوبی توسط یک عالمه بادکنکی که به آن بسته شده رویایی ترین و غافلگیرکننده ترین چیزی بود که می توانست در فیلم اتفاق بیافتد. و نهایتا رسیدن به آبشار بهشت و ماجراهایی که بعدا برای پیرمرد و دوست کوچکش راسل اتفاق می افتد که جذابیت خاصی برایم نداشتند جز اینکه گه گاهی از خنده روده برم کنند و غم پیرمرد فراموشم شود.

هر آنچه بود این فیلم بهانه ای شد برای غرق شدن در آرزوها و کودکی هایی که هنوز از آنها دور نشده ام .از دستش ندهید.دست پیکسار درد نکند .ممنونم والت دیزتی . روحت شاد.




مهدی اکبری فر -11 دی 1388 - اردبیل

یکشنبه 22 آذر ماه سال 1388
جزر و مد کدو قلقلی

The Pumpkin Tide 

I saw thousands of pumpkins last night
come floating in on the tide,
bumping up against the rocks and
rolling up on the beaches;
it must be Halloween in the sea.  



Richard.G.Brautigan

 

 

جزر و مد کدو قلقلی 

 

دیشب یه عالمه کدوقلقلی دیدم  

سوار موج می اومدن ،  

جلوی صخره ها ورجه وورجه می کردن و 

                                 روی ساحل قل می خوردن؛


یحتمل هالوین بوده تو دریا.




مهدی اکبری فر /22 آذر 1388 / سایت مرکزی دانشچویان دانشگاه تبریز

 

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>